تلاش میxadکنیم در ایام سوگواری سالار شهیدان، حضرت امام حسین (ع) به تبین بیشتر و بهتر قیام تاریخ ساز و بیدارکننده جهانیان بپردازیم، ان شاالله.
موضوع این بحث، حماسهxad ی حسینی است. حماسه، یعنی شدت و صلابت و شجاعت است.
امام حسین علی بر خلاف همه xadی داستان xadهای حماسی موجود تنها قهرمان و شخصیت حماسی برای یک گروه و قوم خاصی نیست بلکه او یک شخصیت حماسی است، اما نه حماسهxad ی قومیت، بلک حماسیه بشیریت است.سخنش، عملش، حادثه xadاش و همه چیزش هیجان و تحریک است، القای نیروی اسلام است. در تاریخ بشریت، از نظر شدت حماسی بودن و از نظر علوّ حماسهxad ی انسانیت – نه قومیت – یک شخصیت حماسی مثل او نمی توان پیدا کرد و به همین دلیل؛ او و حماسه xadاش هر دو بیxad نظیرند و متآسفانه ما مردم هیچ کدام را نشناختهxadایم.
حماسهxad ی حسینی، همان حادثهxad ی عاشورا است که دو صفحه دارد: یکی سفید و نورانی و دیگری سیاه و ظلمانی، که هر دو صفحهxad اش یا بیxad نظیر است یا کم نظیر. صفحه xadی سیاه این حادثه، مملو است از جنایت، کشتن عدهxadای بیxadگناه، حتی طفل شیرخوار، تاختن اسب بر بدن شهدا، آب ندادند به تشنگان، شلاق زدند زن و بچه، سوار کردن اسیر بر شتر بیxad جهاز و .. قهرمانان حادثه در این نگاه و در این صفحه، یزدید و شمر و عمرسعد و عبید..الله زیاد میxadباشند. در این جا بشریت سرافکنده است و برای آن شعری جز رثا و مصیبت، سزاوار نیست. اما این حادثه صفحهxad ی دیگری هم دارد که قهرمان آن حسین (ع) است آن چه در این صفحه میxadگذرد، حماسه و افتخار و نورانیت است، تجلی حقیقت و انسانیت و حق پرستی است. آنxadجاست که بشریت حق دارد به خود ببالد. آن فرشتگانی که فقط صفحهxad ی سیاه بشریت را میxadدیدند، نسبت به مقام خلیفته xadاللهی آدم بر روی زمین به خداوند سبحان اعتراض کردند. اما خداوند، این صفحه را هم میxadدید. اما باید از خود پرسید که چرا باید حادثهxadی کربلا را همیشه از نظر صفحهxadی سیاهش مطالعه کنیم، در حالی که جنبهxadی حماسی آن صد برابر بر جنبهxad ی جناییxad اش برتری دارد. پس باید اعتراف کنیم که ما هم یکی از جنایت کنندگان بر امام حسین (ع) هستیم که از این تاریخچه فقط یک صفحه xadاش را میxadخوانیم؛ در حالی که پیش از این مردم و مرثیهxad خوانxad ها چنین نبودند. دعبل خزاعی طوری مرثیه میxadگفت که تخت خلفای اموی و عباسی را متزلزل میxadکرد.
اما این مصیبت را باید مخلوط با حماسه دید و خواند و این مصیبت و رثا باید زنده بماند، اما به صورت رثای یک قهرمان نه رثای یک آدم نفله شده xadی بیچاره و مردم باید در رثای یک قهرمان بگریند تا احساسات قهرمانی پیدا کنند، تا آزادیخواه شوند و بفهمند که عزت نفس یعنی چه.
حماسهxad ی مقدس
از صفحات روشن نهضت حسینی، مقدس بودند آن است که حماسهxad ی مقدس دارای شرایطی است که همگی در نهضت امام حسین جمع شده است.
1- نهضت نباید به خاطر منافع فردی باشد و میxadبینیم که امام حسین (ع) فقط برای اصلاح اجتماع و اصولاً به خاطر حفظ انسانیت قیام کرد.
2- حرکت نهضت باید با بینش و درک قوی تؤام باشد و حقایقی را ببیند که مردم عادی نمیxadبینند. این مسأله در نهضت عاشورا کاملاً مشهود است. چون این مردم بعد از این نهضت تازه متوجه شدند امیرشان، یزید کیست و چه میxadکند.
3- نهضت باید تک باشد؛ یعنی مانند برقی باشد در ظلمات، و ندایی باشد در سکوت مطلق. در این رابطه،خود حضرت (ع) میفرماید: «دیدم امت جدم را فساد فرا گرفته و جز امر به معروف و نهی از منکر، قصدی در قیام من وجود ندارد»
روح بزرگ و مقدس
علاوه بر نهضتت، مسأله عظمت و تقدس را از جنبهxad ی فردی در شخصیت خود امام حسین (ع) نیز میxadتوان بررسی کرد. روح مرد بزرگ، صاحب حماسه است؛ خواه برای خودش کار کند یا برای یک ملت، یا برای انسانیت و یا حتی بالاتر از آن، خود را خدمتگزار هدفxadهای کلی خلقت بداند که اسم آن را رضای خدا میxadگذاریم. نادرشاه، اسکند و ناپلئون همگی نمونهxad هایی از یک روح بزرگند، اما مقدس نیستند، زیرا آنxadها به وجود آورندهxad ی حماسه xadی فردی هستند؛ یعنی منشأ آن حماسهxad افرینیxad ها، خودخواهی و جاهxad طلبی است. به همین علت، مثلاً اسکندر برای یونان یک قهرمان محسوب میxadشود و برای ایران یک جنایتکار.
امام حسین (ع) یک روح بزرگ و مقدس است. روح که بزرگ شد، جسم به زحمت میxadافتد و اگر روح کوچک بود، تن آسایش میxadیابد. روح کوچک، مطیع تن است و به دنبال خواهش xadهای تن میxadرود و برای یک لقمه نان، ذلیل میxadشود. اما روح بزرگ به تن، نان جو میxadخواراند، بعد هم بلندش میxadکرد که شبxad زندهxad داری کند. سر در تنور میxadبرد که دیگر در کار یتیمان و بیوهxad زنان تقصیر نکند. ارزو میxadکند در راه هدفxad های الهی فرقش شکافته شود و بعد هم خدا را شکر میxadکند. آن تنی که زیر سم اسبxad ها لگدمال میxadشود، جریمهxad ی یک روح بزرگ را میxadدهد.
شهید جاودانه است
علت این که دور شهید را هاله xadای از قدس گرفته، این است که روحی بزرگ دارد. روحی با هدف مقدس که برای خود کار نکرده، بلکه در راه حق و حقیقت قدم برداشته، در راه عقیدهxadای مقدس کشته شده و به خون خود ارزش داده است. کسی به پول خود ارزش میxadدهد وبجای ذخیره در بانک، آن را در راهxad های خیر مصرف میxadکند. کسی به فکر خود ارزش میدهد و کتاب میxadنویسد و..، یکی هم به خون خود ارزش میxadدهد و جان خود را در راه بشریت، فدا میxadکند. مسلماً خدمت شهیدبالاتر است؛ زیرا او راه را بر کرده و با هدیهxad ی آزادی و عدالت، باعث شده تا دیگران بتوانند به کار خود ادامه دهند. شهید، شمع تاریخ است که خود میxadسوزد و به دیگران نور میxadدهد. شهید سه خصوصیت دارد. یکی این که در راه هدف مقدس کشته می شود، دیگر این که جاودانگی میxadیابد، سوم این که نورانیتی به محیط جامعه میxadبخشد... خون شهید به زمین نمیxadریزد، بلکه هزار برابر میxadشود و رگxadهای دیرگان برای همیشه جریان میxadیابد و این به معنای جاوید شدن خون شهید است و این معنی این که شهدا حماسه میxadآفرینند.
مطالب فوق برگرفته شده از کتاب حماسهxadی حسینی شهید مطهری است. که تلاش شد به صورت خلاصه آورده شود.
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل شمس